سوال :
اگر فردی حس کند به اندازه کافی از صفت حیا برخوردار نیست باید چه کند راهکار چیست؟
پاسخ حجت الاسلام پارچه باف:
احساس دغدغهمندی نسبت به داشتن یا نداشتن فضیلت «حیا»، خود بزرگترین نشانهی وجود حیات معنوی و سلامت وجدان اخلاقی است. برای پاسخ دقیق به این مسأله، باید موضوع را در چهار محورِ تحلیل روانشناختی احساس کمبود حیا، اقسام حیا در روایات، ریشهیابی و درمان لغزشها و راهکارهای عملی احیای حیا بررسی نمود:
تفکیک «حیای صادق» از «وسواس و خودسرزنشی کاذب» (تحلیل روانشناختی)
بسیاری از اوقات، آنچه فرد آن را «بیحیایی» مینامد، در حقیقت خطای شناختی و وسواس فکری–اخلاقی (Scrupulosity) است.
نشانهی وجود حیا
فردی که واقعاً پردههای حیا در او دریده شده باشد، اساساً از فقدان حیا احساس رنج، نگرانی و حقارت نمیکند. همین که روح شما نسبت به نواقص اخلاقی حساس است و از کاستیها شرم دارد، بالاترین گواه بر وجود جوهرهی حیا و ایمان است. امام صادق (ع) میفرمایند:
«لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ» (کافی، ج ۲، ص ۱۰۶)
حیا و ایمان ملازم یکدیگرند؛ لذا میل قلبی به حیا، ثمرهی شجرهی ایمان در جان شماست.
تلهی اتهام به خود
گاهی فرد کمالگرایی افراطی در حوزهی دینداری دارد؛ رفتارهای طبیعی، خطاهای سهوی گذشته، یا حتی هجوم افکار و وسوسههای غیرارادی را به حساب «بیحیایی ذاتی» خود میگذارد. متهم کردن مداوم خود به بیحیایی، انگیزهی اصلاح را میسوزاند و بستر یأس شیطانی میشود.
اقسام حیا؛ تفاوت «حیای عقلانی» با «حیای ضعف و کمرویی»
در متون روایی اهلبیت (ع)، حیا ساختاری چندگانه دارد و باید مراقب بود خلط مفاهیم رخ ندهد
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«الْحَیَاءُ حَیَاءَانِ؛ حَیَاءُ عَقْلٍ وَ حَیَاءُ حُمْقٍ؛ فَحَیَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ، وَ حَیَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ» (کافی، ج ۲، ص ۱۰۶)
حیای عقل (ممدوح و فضیلت): بازدارندهای درونی از زشتیها، معاصی، گناهان ناموسی، لغزشهای زبانی و تعدی به حریم دیگران، که برخاسته از تعظیم حقتعالی و کرامت نفس است.
حیای حماقت و ضعف (مذموم): کمرویی، خجالتزدگیِ نابجا، ناتوانی در دفاع از حق، شرم از پرسیدن مسائل علمی و شرعی، یا ناتوانی در «نه گفتن» به درخواستهای نامشروع.
همچنین از منظر جهتگیری، حیا بر سه قسم است:
حیا از خداوند: شهودِ محضر حق؛ «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَیٰ» (علق: ۱۴).
حیا از مردم و جامعه: پرهیز از هنجارشکنی و شکستن وقار اجتماعی.
حیا از خود (وجدان اخلاقی): اینکه انسان در خلوت نیز برای گوهر وجود خود ارزش قائل باشد و کرامت خویش را نشکند؛ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند:
«أَحْسَنُ الْحَیَاءِ اسْتِحْیَاؤُکَ مِنْ نَفْسِکَ» (غررالحکم، ص ۲۳۶).
مواجهه با لغزشها و معاصی منافی با عفت و حیا
اگر بر اثر غلبهی شهوت یا غفلت، خطایی در قلمرو عفت رخ داده است، نباید آن را به معنای «مرگ قطعی حیا» پنداشت، بلکه باید با این الگو بازسازی شود:
توبه، بازگشت به مدار بندگی است. خداوند توبهپذیر است:
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» (بقره: ۲۲۲).
احساس گناه زمانی ارزشمند است که موتور محرک توبه باشد، نه اینکه به ابزاری برای تحقیر خود و ایجاد هویت «من یک فرد بیحیا هستم» تبدیل گردد.
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ» (هود: ۱۱۴).
خدمت به دیگران، صدقه، نماز با خشوع و انجام کارهای خیر، تیرگی معاصی را از صفحهی قلب میزداید و ظرفیت وجودی برای کسب ملکه حیا را احیا میکند.
راهکارهای عملی و گامبهگام برای تقویت و تثبیت صفت حیا
حیای راستین ثمرهی مستقیم شناخت عظمت خداوند است. با تفکر روزانه در اینکه در هر لحظه در محضر خدای سمیع و بصیر و ملائکهی مقرب هستیم، این صفت ریشهدار میشود.
حیا ظرفی است که با نگاههای آلوده، شوخیهای رکیک، و ارتباطات خارج از چارچوب سوراخ میشود. قرآن پیش از امر به حفظ دامن، دستور به کنترل چشم میدهد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ…» (نور: ۳۰).
انسان زمانی دست به بیعفتی میزند که ارزش و کرامت روح خود را فراموش کند. علی (ع) میفرمایند: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُهُ» (نهجالبلاغه، حکمت ۴۴۹).
خودتان را موجودی ارزشمند و شایستهی مقام خلیفةاللهی بدانید؛ جانِ باکرامت، خودبهخود از پستیها حیا میکند.
صفت حیا مسری است. نشست و برخاست با کسانی که شوخیهای سخیف دارند یا حریمها را راحت میشکنند، حسگرهای حیای انسان را کند میکند. مصاحبت با اهل معنا و انسانهای متین، روح وقار را تقویت مینماید.پرهیز از برچسبزنی منفی به خود:جملاتی نظیر «من بیحیا هستم» را از ذهن و زبان خود حذف کنید. به جای آن، بر نقاط قوت اخلاقی خود تمرکز کرده و هر روز قدمی کوچک برای مراقبت از نگاه، گفتار و رفتار بردارید.





نظر شما